تبليغاتX
نگاه - چهارشنبه سوری
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری

هفته ی اول اسفند

آقای کارشناس چیزی نمی گوید .

پدر ومادر از همه جا بی خبرند .

پسرک اکلیل و سرنج و...سفارش می دهد .

 

هفته ی دوم اسفند

آقای کارشناس از سرگرمی های مناسب و لزوم ایجاد فضاهایی برای شادی نوجوانان و جوانان می گوید .

صدای انفجار می آید. مادر می گوید:" امان از دست این مردم آزارها " پدر سر تکان می دهد .

پسرک یک بار دیگر امتحان می کند ...بامب ...چه صدای خوبی دارد .

 

هفته ی سوم اسفند

آقای کارشناس از آمارهای سال قبل می گوید و از همکاری جدی بین خانواده ها و مسئولین .

پدر از پسر همکارش می گوید که چند روز قبل یک چشمش را بخاطر بازی با ترقه از دست داد .مادر سر تکان می دهد .  

پسرک بمب های دست سازش را به قیمت خوبی می فروشد .

 

هفته ی آخر اسفند

آقای کارشناس می گوید :"از سال بعد برنامه های ویژه ای برای مقابله با این پدیده داریم "

پدر و مادر در راهروهای بیمارستان سرگردانند .

تیتر صفحه ی حوادث " نوجوانی در اثر انفجار مواد منفجره به شدت آسیب دید "

+ نوشته شده در  جمعه 4 اسفند1385ساعت 14:16  توسط نگاه   |