تبليغاتX
نگاه - دانشگاه !
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری

مسئول فتوکپی فریاد می کشد : برید عقب .کچلم کردید !

دانشجوها جلوی دستگاه فتوکپی صف کشیده اند.

.

.

هفته ی اول

یک دانشجو می آید ، دو نفر نمی آیند .استاد در جلسه ی اول از خودش می گوید ، از خاطرات سفر به خارج و از اهمیت درس خواندن! نیم ساعت بعد کلاس تعطیل می شود .

 

هفته ی دوم

استاد جزوه ی رنگ و رو رفته اش را روی میز گذاشته و از روی آن می خواند. دانشجو خمیازه می کشد .چقدر خوابش می آید .

 

هفته ی پنجم

چهارشنبه تعطیل رسمی است و دل دانشجو برای خانواده اش تنگ شده است . این هفته دانشگاه تعطیل می شود .

 

هفته ی ششم

دانشجو مشغول کار با میکروسکوپ است. یکدفعه لام می شکند . استاد عصبانی می شود و می گوید : از این لام فقط همین یک نمونه را داشتیم . دانشجو تصمیم می گیرد دیگر به لام و میکروسکوپ دست نزند .

 

هفته ی هشتم

استاد یک سوال می پرسد .هیچ کس جواب را نمی داند .استاد ناراحت می شود و می گوید : از نمره ی همه تان کم می کنم .دانشجو به فکر کنسرت بعدازظهر است .

 

هفته ی یازدهم

دوباره دل دانشجو برای خانواده اش تنگ شده است .استاد می گوید : 50صفحه از این کتاب را کپی کنید و برای امتحان بخوانید.دانشجو یاد جزوه های ننوشته می افتد .

 

مسئول فتوکپی فریاد می کشد : بریدعقب . کچلم کردید .

دانشجوها جلوی دستگاه کپی صف کشیده اند .

 

روزنامه ها تیتر می زنند"نام دانشگاههای ایران دربین 2000دانشگاه برتر جهان خالی است!" 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 دی1385ساعت 9:58  توسط نگاه   |