تبليغاتX
نگاه - کمی انصاف ، لطفا !
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری

چهارشنبه ، ساعت 4 بعدازظهر

خوشحال بود، از اینکه بالاخره بعد از 30 سال خدمت و پس انداز کردن و البته فروش خانه پدری و گرفتن چند جور وام حالا می توانست زمینی بخرد و خانه ای در آن بسازد . می گفت زمین درست همان چیزی بود که او مدتها دنبالش گشته بود .می گفت از فردا و به محض خرید زمین باید بروم دنبال کارهای ساخت و ساز ، و ساخت و ساز را طوری می گفت تا تو بفهمی که دارد صاحب خانه می شود .  

 

پنج شنبه ، ساعت 10 صبح

 عصبانی بود . سرش را تکیه داده بود به دیوار و هر از گاهی زیر لب چیزی می گفت . می گفت وقتی ما خودمان این طور سر همدیگر کلاه می گذاریم ، وقتی مدام سعی می کنیم از موقعیت های پیش آمده کمال سوء استفاده را بکنیم آنوقت ...بقیه ی حرفهایش را نشنیدم .فقط همین قدر فهمیدم که فروشنده ی زمین 3 میلیون دیگر روی قیمت زمین کشیده بود آن هم با این دلیل که قیمت زمین از دیروز گران تر شده !

 

یک توصیه ی کاملا جدی : هرگز موقع خرید و یا حتی اجاره ی ملک (و شاید چیزهای دیگر )خودتان را چندان مشتاق نشان ندهید چون این روزها ماهی گیری بعضی ها حسابی پیشرفت کرده و به راحتی آب خوردن از آب گل آلود ماهی می گیرند .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 11:55  توسط نگاه   |