در هنگام طلوع خورشید ،روباهی از لانه اش بیرون آمد و با حالتی سراسیمه به سایه اش نگاه کرد و گفت :امروز شتری خواهم خورد !
سپس به راه خود ادامه داد و تا ظهر به دنبال شتر گشت. آنگاه دوباره به سایه اش نگریست و گفت :آری یک موش برای من کافی است !
جبران خلیل جبران