می خواهم زنده بمانم !
یک جاده کم عرض ...پر از چاله چوله ...یک راننده عجول ...سبقت غیرمجاز ...
اصلا مهم نیست که شما راننده خوبی هستید. هرگز به جاده ها و همین طور راننده های ایرانی اعتماد نکنید! برای حفظ جانتان همیشه آهسته برانید زیرا در این صورت کنترل اوضاع در دست شما خواهد بود .
وقتی خودخواه می شویم
شیشه ماشین جلویی پایین می آید و دستی کیسه نایلونی پر از پوست تخمه و میوه را بیرون می اندازد. آشغال ها کف جاده پخش می شوند .
برای اینکه در طی سفر فشار خونتان کمتر بالا و پایین شود بهتر است که ندانید پلاستیک ها می توانند تا هزاران سال در محیط باقی بمانند و در ضمن از اینکه زباله های رها شده در طبیعت چه بلاهایی سر موجودات دیگر می آورند کوچکترین اطلاعی نداشته باشید!
آنچه شما خواسته اید !
گرما ، سرما ،برف ، باران ، دریا ، جنگل ، کویر ، کوه
کدام ها را ترجیح می دهید؟ فقط کافی است انتخاب و بعد سفرتان را آغاز کنید. (البته بعد از آنکه هزینه سفرتان را تهیه کردید!)
تنها یا با هم ؟مسئله این است !
ـ اول بریم آثار باستانی را ببینیم .
ـ آخه یه مشت سنگ و خاک هم دیدن داره !
ـ من که می گم اول بریم بازار .
ـ نخیر ، باید بریم مناظر طبیعی رو ببینیم .
ـ ولی به نظر من ...
اگر جزو آن دسته از آدم هایی هستید که ترجیح می دهید بصورت دسته جمعی با دوستان و آشنایانتان سفر کنید ، در انتخاب همسفرانتان دقت کنید . چون گاهی بعدها به این نتیجه می رسید که چقدر بهتر بود اگر به تنهایی به مسافرت می رفتید!
بی خبر باشید !
بچه ها روی صندلی عقب مشغول تماشای تلویزیون هستند .پدر هم رادیوی ماشین را روشن کرده است . صدای اخبار رادیو با صدای کارتون قاطی شده است .
لطفا در هنگام سفر با خودتان تلویزیون نبرید ، ترجیحا از رادیوی ماشین هم استفاده نکنید. فقط در صورتی که مدتی بدون رادیو ،تلویزیون و روزنامه زندگی کنید خواهید فهمید گاهی زندگی در بی خبری چقدر لذت بخش است !
و نکته آخر اینکه فقط شما نیستید که به این نتیجه می رسید اغلب افراد پس از پایان سفر می فهمند هیچ کجا خانه خود آدم نمی شود !